Wp Header Logo 3809.png

همشهری آنلاین– صفورا صادقی: این خانه متعلق به محمدعلی فروغی (معروف به ذکاء‌الملک) بود. داستان خانه مربوط به روزی است که رضاشاه وحشت‌زده از حضور روس‌ها در تهران، برای حفظ تاج و تختش به خانه محمدعلی فروغی پناه ‌برد و از او کمک خواست.

خواندنی‌های بیشتر را اینجا دنبال کنید

خانه فروغی در نزدیکی خانه رضاشاه در کاخ مرمر بود. فروغی که در آن زمان از سوی شاه خلع شده و خانه‌نشین بود، در این دیدار تاریخی، نقش مهمی در رقم خوردن سرنوشت ایران ایفا کرد. نصرالله حدادی، تهران‌پژوه، در این باره می‌گوید: «رضاشاه عادت داشت زمستان در کاخ مرمر می‌ماند و تابستان از ۱۵ خرداد تا ۱۵ شهریور به کاخ سعدآباد می‌رفت. از همسایه‌های معروف او در کاخ مرمر ذکاءالملک بود، اما به دلیل یک واقعه تاریخی میانه او و شاه چندان خوب نبود. این دلخوری از ماجرای اعدام محمدولی اسدی، نایب‌التولیه آستان قدس رضوی، شروع شد.»

حدادی می‌افزاید: «اسدی با طرح لباس متحدالشکل برای مردان و به‌خصوص اجباری شدن کلاه پهلوی بسیار مخالف بود. او سال ۱۳۱۴ پس از واقعه مسجد گوهرشاد مشهد، به همراه گروه دیگری از روحانیون و مدرسین حوزه علمیه مشهد دستگیر و پس از محاکمه در دادگاه نظامی، تیرباران شد. اسدی داماد محمدعلی فروغی بود و در نتیجه، فروغی به حمایت از اسدی برخاست و به دلیل همین حمایت نیز شاه او را خانه‌نشین کرد. خانه‌نشینی او تا روزی که شاه زنگ خانه‌اش را زد و با ترس و اندوه از حضور روس‌ها گله کرد، ادامه داشت.»

روایت متفاوت از آخرین روزهای حکومت پهلوی اول

حدادی ماجرایی را روایت می‌کند که باعث شده تا فروغی به‌طور غیرمنتظره در خانه‌اش با رضاشاه دیدار کند و نامه استعفای شاه ایران را با خط خودش بنویسد. او می‌گوید: «وضعیت رضاشاه خوش نبود. شهریور ۱۳۲۰ شاه برخلاف هر سال به کاخ سعدآباد نرفت، بلکه در کاخ مرمر ماند. روس‌ها در راه بودند. طبق روایت‌هایی، شاه در خیابان قدم می‌زد که به ناگاه متوجه می‌شود مقابل خانه فروغی است. خانه مردی که با خشم و غضب او را از نخست‌وزیری خلع و خانه‌نشینش کرده بود. زنگ را می‌زند و نوکر خانه در را باز می‌کند و به صاحب خانه خبر می‌دهد.

روایت متفاوت از آخرین روزهای حکومت پهلوی اول

محسن فروغی پسر محمدعلی فروغی شاه را به اندرون دعوت می‌کند و بعد از سال‌ها شاه و ذکاءالملک دیدار می‌کنند. رضا شاه به خوبی می‌دانست که وقت دل کندن از تخت شاهی فرا رسیده است، ولی دلش می‌خواست از ذکاوت فروغی استفاده کند و راه چاره بجوید. در نهایت، فروغی نامه استعفای شاه را نوشت و قرار شد پسر رضاشاه بر تخت حکومت بنشیند. بااین‌حال، شاه نگران بود. هنگام بازگشت، در حیاط خانه دخترکی را که مشغول بازی بود به آغوش می‌گیرد و می‌گوید: فروغی، نوه توست؟ جواب می‌شنود: بله، البته نوه محمدولی اسدی نیز هست. فروغی این جمله را به کنایه به شاه می‌گوید و رضاشاه جواب می‌دهد: دیگر وقت گله‌گزاری نیست.»

روایت متفاوت از آخرین روزهای حکومت پهلوی اول

پایان حکومت رضاشاه از خانه فروغی با دستخط او رقم خورد. خانه‌ای که بعدها اسناد زیادی از تحولات سیاسی ایران، مسائل و سیاست خارجی در آن کشف شد.

اکنون دیگر اثری از خانه‌باغ محمدعلی فروغی یا همان ذکاءالملک دربار قاجار و بعدها دربار پهلوی نیست و جای آن ساختمانی جدید که تابلوی «اداره کل آزمایشگاه کنترل دارو و غذا» روی آن نصب ‌شده دیده می‌شود.

source

khazarnameh.ir

توسط khazarnameh.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *